![]() |
![]() |
|
| قلب ارزوهای من دیگر نمی تپد |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 8 خرداد1388ساعت 11:48 توسط •* *• رضیه •* *• |
|
|
خداحافظ ای شعر شب های روشن به شب می سپارم تو را تا نسوزد خدا حافظ پرستو ی من |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 9:47 توسط •* *• رضیه •* *• |
|
|
باید از محشر گذشت.... لجن زاری که من دیدم. سزای صخره هاست
گوهر روشن دل از کان و جهانی دیگر است
عذر میخواهم پری، عذر میخواهم پری،
من نمیگنجم در آن چشمان تنگ،
با دل من آسمانها نیز تنگی میکنند.
روی جنگلها نمی آیم فرود.
شاخه زلفی گو مباش ، آب دریاها کفاف
تشنه این درد نیست.بره هایت میدوند.
جویباری که عزیزم راه خود گیرو برو ،
یک شب مهتابی از این تنگنای . بر فراز
کوها پر میزنم، میگذارم میروم .
ناله خود میبرم . دردسر کم میکنم.
چشمهائی خیره می پاید مرا،
غرش تمساح می آید بگوش،
کبر فرعونی و سحر سامریست، دست موسی و محمد با من است،
میروی وعده آنجا که با هم روز شب را اشتیست
صـبـح چنـدان دور نیست.... ! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 7 بهمن1387ساعت 22:35 توسط •* *• رضیه •* *• |
|
|
نام : پرستو شهرت: آواره شغل: عاشق نام پدر: پريشان نام مادر: گريان نام خواهر: نگران نام برادر: انتظار نام دوست: بی خيال محله : از ديار فراموش شدگان درد:سکوت غزل :آه دانشگاه: عاشقان جرم: به دنيا آمدن محکوم: به عشق پلاک : بيکران نشانی :شهر صفا ، ميدان وفا ، بزرگراه محبٌت ، خيابان آشنايي ، چهارراه سرگردانی ، کوچه عشق ، پلاک بيکران ، منزل چشم انتظار |
|
+ نوشته شده در
شنبه 14 دی1387ساعت 13:41 توسط •* *• رضیه •* *• |
|
|
امید... "خسته ام ![]() چشم هايم خسته است ذهنم پر تشويش قلبم پر درد گوش هايم ديگر طاقت هيچ هياهويي ندارند لحظه هاي بي رحم پي درپي هم مي گذرند انتظاري تلخ نه..." ![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 9 شهریور1387ساعت 22:58 توسط •* *• رضیه •* *• |
|
|
رفتی حالا به کی گم خیلی دلم تنگه برات
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 21:55 توسط •* *• رضیه •* *• |
|
|
محبوب شبهای تارم... ...مهربان ترینم
صاحبخانه ی دل من تویـــــــی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 9:24 توسط •* *• رضیه •* *• |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 22:35 توسط •* *• رضیه •* *• |
|
|
کمی صبر کن عزیزم.
دلم میخواهد تو هم در کنارم باشی می خواهم بگشایم دل را و وارد شویم با هم بر دنیایی فراسوی آنچه هست بالاتر از آن چه دیدنیست و فقط می توان حس کرد و با حس کردن آن شادمانه زیست... چشمانت را ببند و هر وقت گفتم بگشا... تا آرام .. آرام باز کنیم با هم لایه لایه های دل را... باز کن عزیز.... باز کن... ...می بینی ؟ !! ...چه زیباست جهان دل جهان دل من با تو آخر عــــــــــشق است ، .... ... و .. بی تو !!!! آن روز مبــــــاد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 6 فروردین1387ساعت 15:3 توسط •* *• رضیه •* *• |
|
|
روزی تمام احساسات آدمی گرد هم جمع میشن وغایم موشک بازی می کنن. دیوانگی چشم می ذاره همه میرن غایم میشن.تنبلی اون نزدیک ها غایم میشه حسادت میره اون ورغایم میشه عشق میره پشت گل رز. دیوانگی همه رو پیدا می کنه به جز عشق حسادت عشق رولو میده و به دیوانگی میگه که رفت پشت گل رز عشق نمیاد بیرون دیوانگی هر چه صدامیزنه عشق بیا بیرون دیوانگی هم یه خنجر ور میداره همینطور رز رو با خنجرش می زنه تا عشق پیدا بشه یک دفعه عشق میگه:آخ چشممو کور کردی دیوانگی اشک میریزه به دست و پای عشق بهش میگه من چشم تو رو کور کردم تو هر کاری بگی من انجام میدم عشق فقط یک چیز از اون میخواد بهش میگه با من هم درد شو از اون وقت به بعددیوانگی هم درد عشق کور شدو بس |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 22:23 توسط •* *• رضیه •* *• |
|
|
تویی سر آمد همه ی معشوقان عالم امکان
تنها تویی که عــــشق ، عاشـــــــق ، معشـــوق را یکجا در خویش جمع کرده ای نظیر تو کیست؟!!!ــــ هیچکس .... نظیر تو نیست ـــــــــ هیچوقت ....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 آذر1386ساعت 23:46 توسط •* *• رضیه •* *• |
|
|
زمان به من آموخت : که دست دادن دلـيـل رفـاقـت نـيست ، بوسـيـدن قـول مانـدن نـيست ، وعـشـق ورزيـدن : ضمانت تـنها نـشـدن نـيست
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 24 مهر1386ساعت 15:39 توسط •* *• رضیه •* *• |
|
|
بـیـا ای آشــنـا دیـگـر کـه دلـتـنـگـم ز بـیـگـانـه رهــا کـن روح بـیـتـابـم از ایــن دنـیـای دیـوانـه نـمـانـده طاقتی جـانـا بـیـا دردم تـو درمـان کن که دل از خـنـجـر یـاران شـده صـدبـاره ویرانه فـنـا شـد عـمر بی حاصل بیا طرحی ز نو شاید که عمری بر خطا رفتم به مسجد یا که میخانه شـدم در مـکـتب و دیدم همه رسم دغل بازی عطایش بـر لـقـا دادم چـنـین مـحـراب و پـیمانه هـمـه لـیـلای مجنون کش همه مجنون بی لیلا بـمـان ای آشـنـا بـا مـن رهـایـم کـن ز بـیـگـانـه نوشته امیر حسین مولانا |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 18 مرداد1386ساعت 19:51 توسط •* *• رضیه •* *• |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به نام حضرت عشق
درود بر دوستان خوبم..... به وبلاگ پرستوی آرزوها خوش امداید وبلاگم تقدیم به همه کسانی که معنای چگونه زیستن را دریافته اند... تقديم به عشقها و آرزوها واميدها و انتظارها به کساني که عذاب مي کشند و از عذاب عشق لذت مي برند تقديم به اشکهاي سوزان و خنده هاي ناپيدا به فنا شده هاوتباه شده ها و سرانجام تقديم به کساني که چون اقيانوس ظاهري آرام و باطني شوريده دارند |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 بهمن 1387 دی 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 آذر 1386 مهر 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|