تبليغاتX
•* *• پرستوی آرزوها •* *•
قلب ارزوهای من دیگر نمی تپد

 

+ نوشته شده در  جمعه 8 خرداد1388ساعت 11:48  توسط •* *• رضیه •* *• | 

خداحافظ ای شعر شب های روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دل های خسته


تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم، اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد


خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نو بهار همیشه

خدا حافظ پرستو ی من

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 9:47  توسط •* *• رضیه •* *• | 

باید از محشر گذشت....

 

لجن زاری که من دیدم. سزای صخره هاست

 

گوهر روشن دل از کان و جهانی دیگر است

 

عذر میخواهم پری،   عذر میخواهم پری،

 

 من نمیگنجم در آن چشمان تنگ،

 

با دل من آسمانها نیز تنگی میکنند.

 

روی جنگلها نمی آیم فرود.

 

شاخه زلفی  گو مباش ،  آب دریاها کفاف

 

 تشنه این درد نیست.بره هایت میدوند. 

 

 جویباری که عزیزم راه خود گیرو برو ،

 

یک شب مهتابی از این تنگنای .  بر فراز

 

 کوها پر میزنم،   میگذارم میروم .

 

ناله خود میبرم . دردسر کم میکنم.

 

چشمهائی خیره می پاید مرا،

 

غرش تمساح می آید بگوش،

 

کبر فرعونی و سحر سامریست،

 

دست موسی و محمد با من است،

 

 

میروی وعده آنجا که با هم روز شب را اشتیست

 

صـبـح چنـدان دور نیست.... !

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 بهمن1387ساعت 22:35  توسط •* *• رضیه •* *• | 

نام : پرستو                                          شهرت: آواره  

شغل: عاشق                                        نام پدر:  پريشان

نام مادر: گريان                                   نام خواهر: نگران

نام برادر: انتظار                                 نام دوست: بی خيال                 

محله : از ديار فراموش شدگان                   درد:سکوت          

غزل :آه                                          دانشگاه: عاشقان

جرم: به دنيا آمدن                               محکوم: به عشق                 

پلاک : بيکران

نشانی :شهر صفا ، ميدان وفا ، بزرگراه محبٌت ، خيابان آشنايي ، چهارراه سرگردانی ، کوچه عشق ، پلاک بيکران ، منزل چشم انتظار

 

+ نوشته شده در  شنبه 14 دی1387ساعت 13:41  توسط •* *• رضیه •* *• | 
   امید... "خسته امدل من
  چشم هايم خسته است
  ذهنم پر تشويش
   قلبم پر درد
  گوش هايم ديگر طاقت هيچ هياهويي ندارند
  لحظه هاي بي رحم پي درپي هم مي گذرند
  انتظاري تلخ

  نه..."عشق امید


+ نوشته شده در  شنبه 9 شهریور1387ساعت 22:58  توسط •* *• رضیه •* *• | 

رفتی حالا به کی گم خیلی دلم تنگه برات
می خوام یه بار ببینمت سر بزارم رو شونه هات
دوست داشتم با گلای سرخ می یومدم به دیدنت
نه اینکه با بخت سیاه چشمای سرخ ببینمت
گلا پرپر می کنم سر مزارت
تا ابد بارونی چشمای نازت
رفتی افسوس گل من تو در دل خاک از تو یادگاری چشمای نازت
پاییز غریب بی رحم اون همه برگ مگه کم بود گل من رو چرا چیدی
گل من دنیای من بود
گلمو ازم گرفتی
تک و تنها زیر بارون
حالا که نیستی کنارم
می زارم سر به بیابون
هنوزم بارون می باره تو می یای انگار کنارم خودتم بهتر می دونی تا صبح واسط می بارم
پاییز غریب بی رحم اون همه برگ مگه کم بود گل من رو چرا چیدی گل من دنیای من
بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 21:55  توسط •* *• رضیه •* *• | 

محبوب شبهای تارم...
اشک چشم چه قابل دارد چون تویی را
که نگاه حمایتگرت را از من دریغ نمی کنی
سردی دستانم را ، یخ زدگی درونم را
به تو می سپارم
که هر بار دست از دستانت بیرون کشیدم
به هر راهی که دانستی
بازم خواندی

...مهربان ترینم
بی ادب نیستم ،
می دانم ، می دانم که برای ورود به هر مکان مقدسی
می بایست کفشهایم را از پا درآورم
صورتم را به آسمانت گیرم
دست دلم را به زلفت گره زنم
و نامت را بر زبان جاری کنم
اجازه بگیرم و وارد شوم..


ببخش نازنین...
این بار بر دلم ببخش که بی تاب بود و بی قرار
آخر هر جا سر گردانده بود
تو را دیده بود
و آمده بود .. تا در هر قدم
تعلقی را بر جای گذارد
قدم اول.....
دومین قدم...
قدم سوم....
امشب دلم هر چه بود جز تو را از خویش تکاند


ببین عزیز دل
نگاه کن
ببین که امشب جز تو
هــــــــــــــــــیچکس در این خانه نیست
آخر تو  کمک کردی که از غیر خالی شود..
آن قدر هر بار مواظبتش کردی
که دیگر میدانم من معشوقم و تو عاشق
امشب یقین کردم ، یقین بر عاشق بودنت ، یقین بر عشق تو
آزادم ، آزاد ،  از غیر تو ..از هر چه جز توست آزادم

نمی گویم تو در صدر منزل دلی
نه ، صاحب منزلگاه دل تویی

صاحبخانه ی دل من تویـــــــی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 9:24  توسط •* *• رضیه •* *• | 

عاشقانهعشق رويايی اون خامم کرد

                                    شور ديوانگی اش رامم کرد

پای تا سر همه اميد شدم

                      شعله ور گشتم و خورشيد شدم

نرگس فتنه گرش دامم شد

                              عشق او منبع الهامم شد

نقش او بود همه اشعارم

                                 خنده هايم نگهم گفتارم

خوب چون ديد گرفتار دلم

                                   آفتی شد پی آزار دلم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 22:35  توسط •* *• رضیه •* *• | 
کمی صبر کن عزیزم.
دلم میخواهد تو هم در کنارم باشی
می خواهم بگشایم دل را
و وارد شویم با هم بر دنیایی فراسوی آنچه هست
بالاتر از آن چه دیدنیست
و فقط می توان حس کرد
و با حس کردن آن شادمانه زیست...

چشمانت را ببند و هر وقت گفتم بگشا...

تا آرام .. آرام باز کنیم با هم لایه لایه های دل را...

باز کن عزیز.... باز کن...

...می بینی ؟ !! ...چه زیباست جهان دل
آسمانی بیکرانه و آبی ترین ، از طلوع خورشید یادت که ابرهای سیاه بی تو بودن را از خویش می راند
دشتی وسیع از چمنزارهایی که با وزش کوچکترین نسیم از کویت به رقص در می آیند
کوهایی استوار از اراده ای برای وصل جاودانه ات که زین پس با شدیدترین بادهای ترس ، اندوه و درد به یاری خودت نخواهند لرزید

دریایی عمیق ، قدیمی و مواج که به عشــــق نام تو بر صخره های دلم میکوبد
جاده ای منتهی به تو که در هر قدمش تابلوی ؛ ورود غیر ممنوع : نصب کرده ام
غاری برای شیرین خلوت من و تو
میخانه ای سر شار از می ناب
عشــــــق تو
و محرابی که نیست جز میان طاق دو ابروی تو
...
عــــــــشق من در هر لحظه با تو مدام است ، مدام
دلبریت افسونم می کند
کمند گیسویت مدهوشم
و لبهای زیبایت مرا به خویش می خواند
و من فرو می روم در تو و با تو یکی می شوم
ای به فدای نازنین چشم سیاهت

جهان دل من با تو

آخر عــــــــــشق است  ، ....

... و .. بی تو !!!!

آن روز مبــــــاد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 فروردین1387ساعت 15:3  توسط •* *• رضیه •* *• | 

  روزی تمام احساسات آدمی گرد هم

 جمع میشن وغایم موشک بازی می کنن.

 دیوانگی چشم می ذاره همه میرن غایم

 میشن.تنبلی اون نزدیک ها غایم میشه

 حسادت میره اون ورغایم میشه عشق

 میره پشت گل رز.

 دیوانگی همه رو پیدا می کنه به جز عشق

 حسادت عشق رولو میده و به دیوانگی میگه

 که رفت پشت گل رز عشق نمیاد بیرون دیوانگی

 هر چه صدامیزنه عشق بیا بیرون دیوانگی هم یه

 خنجر ور میداره همینطور رز رو با خنجرش می زنه

 تا عشق پیدا بشه یک دفعه عشق میگه:آخ

 چشممو کور کردی دیوانگی اشک میریزه به

 دست و پای عشق بهش میگه من چشم تو رو

 کور کردم تو هر کاری بگی من انجام میدم عشق

 فقط یک چیز از اون میخواد بهش میگه با من هم درد

 شو از اون وقت به بعددیوانگی هم درد

 عشق کور شدو بس     

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 22:23  توسط •* *• رضیه •* *• | 
تویی سر آمد همه ی معشوقان عالم امکان

تنها تویی که

عــــشق ، عاشـــــــق ، معشـــوق را یکجا در خویش جمع کرده ای

نظیر تو کیست؟!!!ــــ هیچکس ....

نظیر تو نیست ـــــــــ هیچوقت ....
 

حسرت دیدار

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 آذر1386ساعت 23:46  توسط •* *• رضیه •* *• | 

زمان به من آموخت :

که دست دادن دلـيـل رفـاقـت نـيست  ،

بوسـيـدن قـول مانـدن نـيست ،

وعـشـق ورزيـدن :

ضمانت تـنها نـشـدن نـيست

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مهر1386ساعت 15:39  توسط •* *• رضیه •* *• | 

بـیـا ای آشــنـا دیـگـر کـه دلـتـنـگـم ز بـیـگـانـه

رهــا کـن روح بـیـتـابـم از ایــن دنـیـای دیـوانـه

نـمـانـده طاقتی جـانـا بـیـا دردم تـو درمـان کن

که دل از خـنـجـر یـاران شـده صـدبـاره ویرانه

فـنـا شـد عـمر بی حاصل بیا طرحی ز نو شاید

که عمری بر خطا رفتم به مسجد یا که میخانه

شـدم در مـکـتب و دیدم همه رسم دغل بازی

عطایش بـر لـقـا دادم چـنـین مـحـراب و پـیمانه 

هـمـه لـیـلای مجنون کش همه مجنون بی لیلا

بـمـان ای آشـنـا بـا مـن رهـایـم کـن ز بـیـگـانـه

نوشته امیر حسین مولانا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 مرداد1386ساعت 19:51  توسط •* *• رضیه •* *• | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
به نام حضرت عشق
درود بر دوستان خوبم.....
به وبلاگ پرستوی آرزوها خوش امداید
وبلاگم تقدیم به همه کسانی که معنای چگونه زیستن را دریافته اند... تقديم به عشقها و آرزوها واميدها و انتظارها
به کساني که عذاب مي کشند
و از عذاب عشق لذت مي برند
تقديم به اشکهاي سوزان و خنده هاي ناپيدا
به فنا شده هاوتباه شده ها
و سرانجام تقديم به کساني که چون اقيانوس
ظاهري آرام و باطني شوريده دارند

نوشته های پیشین
خرداد 1388
بهمن 1387
دی 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آذر 1386
مهر 1386
مرداد 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

منبع کد اهنگ مينوس

بهترين کدهاي موزيک و بهترين دانلودها در مينوس